محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

493

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

انواع مرقوم‌اند تحرير آنها در اينجا نكرده . فائده اندر بيان آن كه عمل ادويهء مسهله چند گونه است بدانند كه دواى مسهل بعضى اسهال مىكنند به تحليل ، مع الخاصية و نظير او تربد است و امثال او . و بعضى به عصر ، مع الخاصية و مثال او هليله است . و بعضى به تليين مع الخاصية ، چون شيرخشت . و بعضى اسهال مىنمايند به ازلاق چون اجّاص و لعاب اسبغول و مانند آن . و اكثر ادويه قويّه سميّت‌دار مىباشند و بر سبيل قهر طبيعت اسهال مىآرند و اصلاح اينچنين اشيا به چيزهائى كه در وى فادزهريّت باشد واجب است . و دريابند كه مرارت و حرافت و قبض و عفوصت و حموضت بسيار باشد كه معين گردد بر عمل دوا به شرطى كه خاصيت او موافق آيد مر خاصيت آن را ، زيرا كه مرارت و حرافت اعانت مىدهند بر تحليل . و عفوصت اعانت مىكند بر عصر . و حموضت بر تقطيع كه مُعِد است بر ازلاق . و گذشت كه برودت معين قوى است مسهل بالعصر را و حرارت مضعف وى است . فائده در بيان كيفيت عمل ادويه مسهله و مقيّئه و طريق نفوذ قوت دوا و انجذاب اخلاط و ذكر خصوصيت بعض دوا به بعض مواد و علت جذب دوا و كميت خروج مواد از بدن بعد منجذب شدن و رسيدن آنها در جگر و تبيان فرق در عمل جاذبه مسهل و مقىء و اين فائده متضمن است بر سه نكته : نكته اندر عمل دوا و طريق نفوذ قوت او و انجذاب مواد و ذكر خصوصيت بعض ادويه به بعض اخلاط : بدانند كه در جذب مواد سه مذهب است : يكى از بعض محدثين ، دوم از بعض اقدمين ، سوم از بعض محققين . مذهب بعض محدثين آن كه جذب مواد بنا بر اضطرار خلا است به اين وجه كه چون دوا بر معده وارد مىشود طبيعت را حركت مىدهد بر دفع فضول كه در معده و حوالى او است و عند خروج فضلات مذكور فضول ديگر از اعضاى مجاوره منجذب مىگردند ، بنا بر استحالهء خلا . و اين رأى نزد اهل تحقيق فاسد است ، به دليل آن كه اگر انجذاب مواد به استحالهء خلا باشد عند شرب دوايى كه مخصوص به اخراج خلطى بود استفراغ همان خلط صورت نه‌بندد ، زيرا كه خلا جذب نمىكند اولا مگر آن را كه اطوع در انجذاب است ، پستر جذب مىنمايد آن را كه اعصى است و مشهود آن ههنا ليس كذلك . و مذهب بعض اقدمين آن كه انجذاب مواد از جاذبه دوا است ، نه از خلا و از شأن او است كه نخست ماده را رقيق مىكند . و اين قوم اگرچه در اثبات جذب به دوا به اهل تحقيق موافقت دارند ، ليكن در تخصيص جذب او اوّلا مادهء رقيق را خطا كرده‌اند ، چه ، به حجت آن كه اگر چنين بودى ، خروج خلط غليظ اولا قطعا صورت نه‌بستى ، حال آن كه مشهود است كه بعض ادويه ابتداء مادهء غليظ را برمىآرد فقط ، بىآن كه نخست مادهء رقيق را برآرد ، فبطلا . اما مذهب حق محققان آن است كه جذب مواد از جاذبهء دوا است به خاصيتى كه صانع حقيقى در آن وديعت كرده به همان قوت وى جذب مواد مىكند ، به مثابهء مقناطيس آهن را و در جذب دوا ، تقدم انجذاب بعض رقيق و تأخر غليظ مشروط نيست كما ذكر ، ليكن بعض دوا به جذب بعض اخلاط مخصوص است ، چنانچه بيايد .